تبليغاتX
جزیره عشق


امروز تو را دیدم دریای دلم طوفانیست / با ساحل این دل چه کنم غوغاییست

دیدن

بنام حق

دیدن از یارای گفتنها جداست

گفتن از حق بهر گیتی  هم  خطاست

گفت ما را از سر منطق چه هاست

گفتمش یارای این دیدن رهاست

گفت لیلی گفتن و مجنون رواست؟

گفتمش مجنون یکی لیلی خداست

گفت لیلی ها در این معبد رهاست

گفتمش دیدن در آن معبد خطاست

گفت آن نامی که گفتی در بر منطق نماست

گفتمش یارا این منطق صباست

گفت از عاقل در این ده هم نماست

گفتمش عاقل در این ره بی بهاست

گفت پس پایان این ره ناکجاست

گفتمش عاقل نداد ره کجاست

گفت پایان ره دیوانگان را این سزاست

گفتمش دیوانگان را مقصد عاقل خطاست

گفت گویی مقصد دیوانگان ره کجاست؟

گفتمش دیوانه شو بینی که مقصدها رهاست  

        

وقتی ایستادیم هدفمون حرکته وقتی حرکت میکنیم هدفمون سرعته

تو راه به مقصد فکر میکنیم و به همین عشق

از اتفاقات راه ترسی نداریم گاهی تو این مسافرت وسیله سفر رو میدزدند که برامون

مشکل ایجاد میشه ولی قابل تحمله وای به زمانی که وسیله سفر داشته باشیم ولی

نقشه راه رو گم کرده باشیم و مسیرو با سرعت اشتباه بریم تا آخرش بریم

و دیگه زمانی که خسته ایم و نای رفتن نداریم بفهمیم که مسیرو بر عکس اومدیم

انسان ذاتش بد نیست و روحش پاکه چون از حقه ... فقط تو این مسافرت

هر چه تو جاده خاکیش بریم غبار راه خاکیمون میکنه و با این تن خاکی

نباید به اولین حوض کوچک آبی که رسیدیم خودمونو به آب بزنیم

چون هم اون آب حوض کوچک کثیف میشه و هم ما گل آلود

باید صبر کنیم تا به دریا برسیم هم پاک بشیم هم سیراب

عشقو از یاد نبریم و معشوقه رو سبک نشمیریم..

 تا لیلی رو پیدا نکنیم و مجنون نشیم  رفتن خیاله و رسیدنم محال

              


+ نگارش توسط وحید در یکشنبه هشتم بهمن 1385 و ساعت 8:11 بعد از ظهر |

salam irani

salam irani

Congratulations!


Template Designer: kiyanoosh ansari - kiyansoft | ©1385 -1386vahidseylaneh.Blogfa.Com